ماموریت دولت آینده

به گزارش وبلاگ عطر مردانه، تحولات داخلی آمریکا معمولا بر فرایند اقتصاد جهانی اثرگذار است. حتی کشورهای اروپایی که دارای اقتصادی قدرتمند هستند هم از فرایند این تحولات اثر می پذیرند.

ماموریت دولت آینده

نمونه آشکار این اثرگذاری را می توان در تحولات پس از انتخاب ترامپ به عنوان رئیس جمهور طی چهار سال گذشته، مشاهده کرد. او توانست بسیاری از قواعد اقتصاد بین المللی را به چالش بکشد و برای اقتصاد دنیای هزینه های زیادی به بار آورد.

آمریکا بیش از20درصد اقتصاد دنیای و 62درصد جابجایی اقتصادی دنیا را در اختیار دارد. از این رو تمام کشورها و به خصوص آنها که توسعه یافته تر هستند و سهم قابل توجهی از بازاردنیای را در اختیار دارند، بیشتر تحت تاثیر قرار گرفته و وابسته تر می شوند. نمونه آشکار این شرایط، چین است.

این کشور دومین اقتصاد بزرگ دنیا به شمار می آید که طی چهار سال گذشته دائما در حال جدال اقتصادی و کشمکش دیپلماتیک با آمریکا بوده ولی با توجه به آمیختگی اقتصاد دو کشور و سرمایه گذاری های مشترکی که میانشان صورت پذیرفته، عملا هیچ موقع امکان قطع ارتباط شان وجود ندارد. در بسیاری از موارد چین، مجبور به تمکین از سیاست های آمریکا شده است. از جمله می توان به تحریم نفتی ایران اشاره کرد. اقتصاد ایران هم اگرچه سهم کمتر از یک درصدی از اقتصاد دنیا را دارد اما بی تاثیر از تحولات دنیای نیست. نمونه آشکار این اثرپذیری را می توان در نوسانات بازارهای اقتصادی ایران بعد از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا مشاهده کرد.

نکته قابل تامل اینکه این میزان اثرپذیری اقتصاد ایران از آمریکا در شرایطی صورت می گیرد که عملا طی چهل سال گذشته ارتباط اقتصادی و اقتصادی میان دو کشور به صورت مستقیم وجود نداشته است. درحالی که پیش از انقلاب، آمریکا در ایران سرمایه گذاری های محدودی داشت و در فرایند سیاست گذاری های داخلی ایران هم به شدت موثر بود. پس از انقلاب اتفاقاتی مانند تسخیر سفارت آمریکا در تهران، افزایش تنش ها و تضادهای منطقه ای در جنگ هشت ساله، سرنگونی هواپیمای مسافربری ایرانی و... عملا روابط میان دو کشور را به تخاصم کشاند. به خصوص اینکه آمریکا از طریق اعمال تحریم های سخت، سعی کرده اقتصاد ایران را زمین گیر کند.

اکنون سوال این است که با انتخاب جو بایدن چه تحولاتی در روابط دو کشور به خصوص در حوزه اقتصاد رخ خواهد داد؟

برخی براین باورند که روابط میان دو کشور تا اندازه ای بهبود یافته و گشایش در اقتصاد به وجود می آید و از حجم تحریم ها کاسته می شود. در نتیجه این اقدامات پراکنده، برانتخابات ریاست جمهوری ایران هم تاثیرگذار خواهد بود. گروهی هم اعتقاد دارند که جابه جایی ریاست جمهوری در آمریکا، هیچ تاثیری در سیاست های کلی آنها نخواهد داشت و کماکان آمریکا دشمن اصلی ایران باقی می ماند. اکنون با مروری براقتصاد طی سه سال گذشته، یعنی از سال 97 تا خاتمه سال 1400 می توان به نتایج مشخصی رسید. رشد اقتصادی ایران طی این دوره منفی بوده است. در این سه سال 20 درصد از حجم اقتصاد کم و به تبع آن از قدرت خرید مردم هم 20 درصد کاسته شده است. در واقع طی این مدت یکی از بزرگ ترین سقوط های بعد از جنگ 8 ساله را در اقتصاد تجربه کرده ایم. با رعایت انصاف باید گفت، اگرچه بخش عمده ای از این سقوط به دلیل تحریم بوده است، ولی نمی توان ضعف مدیریت و سیاست گذاری های غلط اقتصادی را در این شرایط دخیل ندانست. البته کرونا و حواشی آنها نیز بر تشدید این شرایط موثر بود.

البته پیش از این در سال 1390 بزرگترین درآمد تاریخی برای ایران رقم خورد ولی گشایشی در اقتصاد رخ نداد. در سال 1391 هم رشد اقتصادی منفی و مسائل عمیق و عمیق تر شد. یعنی با تحریم کمتر هم شرایط اقتصاد ایران همین بوده است. شاید دلیل اصلی شرایط پیش آمده این باشد که هیچ دولتی تلاش نمی کند و جرات آن را ندارد که ساختار اقتصادی درستی را پی ریزی کند. در تمام دولت های بعد از انقلاب، هیچ گاه درآمدها با هزینه تراز نبوده و همیشه دولت با کسری بودجه روبرو شده که با چاپ اسکناس و دست اندازی به بانک مرکزی باعث تورم های بالای 20 درصد و کاهش ارزش پول ملی شده است. بنابراین می توان نتیجه گرفت که بدون حل مسائل ساختاری اقتصاد کشور، حتی با برداشته شدن تحریم ها راه به جایی نخواهیم برد.

در واقع تحریم ها تنها مسائل اقتصادی را عمق بخشیده اند. مانند اینکه صادرات محدود، هزینه های اقتصادی زیادتر و تراکنش های اقتصادی سخت تر شده است. همزمان عدم شفافیت به ایجاد باندهای فساد و رانت در معاملات و عمق یافتن مسائل منجر شده است. اکنون با پذیرش اینکه حل مسائل داخلی بر موضوعات اقتصادی و مناقشات خارجی اولویت دارد، باید در مورد انتخابات 1400 حدس کرد. نظرسنجی های معتبر نشان می دهد سرمایه اجتماعی دولت روزبه روز کاهش یافته و ارتباط مردم و دولت به دلیل نارسایی های انتصابی، معضلات اجتماعی و دخالت بیش از اندازه دولت در زندگی مردم به دلیل فقدان گفتمان صحیح قطع شده است. این درحالی است که امروز بیش از 1500هزار میلیارد تومان یارانه نقدی و غیرنقدی در کل جامعه تزریق می شود. یعنی هر ایرانی سالانه نزدیک به 16 میلیون تومان یارانه دریافت می کند. اما در نتیجه مردم همه ناراضی باقی مانده اند؛ چه قشر مرفه و چه افراد کم درآمد.

در نتیجه هرکسی به نوعی نارضایتی خود را بروز می دهد و جوانان بسیاری نیز سودای مهاجرت به کشورهای خارجی را در سر دارند. تاسف بار اینکه سالانه بیش از 10 میلیارد دلار خروج سرمایه در کشور رقم می خورد. در اینجا نقش دولت در انتخابات 1400 بر اقتصاد تاثیرگذار خواهد بود. دولتی که بتواند با گفتمان سازنده با مردم، اعتماد آنها را جلب کرده و با رای حداکثری کابینه ای از مدیران لایق و جوان تشکیل دهد، قدرت عمل به اصلاحات ساختاری را پیدا می کند. تک نرخی کردن ارز، هدفمندی یارانه ها، تنظیم بودجه ای بدون کسری، رفع موانع تولید، به حداقل رساندن دخالت در تصدی گری، حذف امضاهای طلایی، تقویت دیپلماسی خارجی، اصلاح روابط با کشورهای دیگر با اولویت همسایگان و خاتمه دادن به مناقشه های 40 سال گذشته از جمله این اصلاحات ساختاری است.

منبع: دنیای اقتصاد

منبع: اقتصادنیوز

به "ماموریت دولت آینده" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "ماموریت دولت آینده"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید